برچسب:
نویسنده: کیارش اسماعیلی
تنها صداست که یک عمر صادقانه همراه ماست وگرنه مفاصل، ماهیچه ها، بینایی، قلب، رنگدانه های مو و این پوست لعنتی خائن به بدترین نحو ممکن گذر عمر را نمایان می کنند.
تنها صداست که وفادار, می ماند...
برچسب:
نویسنده: کیارش اسماعیلی
... اما برای من آدمهای زندگی, ام خیلی خیلی مهم هستند. چه آنهایی که نزدیک اند یا دور، چه حقیقی باشند یا مجازی، چه هنوز ارتباط داشته باشیم یا در سالهای دور جا مانده باشیم. همین که کسی از زندگی, من گذر کرده باشد و ردی ولو کمرنگ از او به جا مانده باشد، برایم مهم می شود و دوست دارم از زندگی, اش بدانم. از غم ها و شادی ها، امیدها و یاس ها، خانواده ، سلامتی و احیانا تنهایی اش و هر چیز دیگری که به او و زندگی, اش مربوط می شود.
و نمی توانم باور کنم کسی غیر از این باشد...
برچسب:
نویسنده: کیارش اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: کیارش اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: کیارش اسماعیلی
یک هفته ست که دوباره با بچه ها آمده ایم خانه شمال تا آخرین روزهای تعطیلات تابستان را به غنیمت بگیرم. اگر می شد زمان را متوقف کرد، من در همین زمانی که هستم دکمه توقفش را می زدم. حداقل برای چند ماه بیشت
برچسب:
نویسنده: کیارش اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: کیارش اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: کیارش اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: کیارش اسماعیلی
عاشق که باشی، مجنون, بودن اصلا عجیب نیست.
پس هیچ تعجبی ندارد که امروز صبح پرواز شازده را تا رسیدن به مقصد لحظه به لحظه رصد کردم!
اطلاعاتی را که من ثبت کردم، جعبه ی سیاه ندارد!
برچسب:
نویسنده: کیارش اسماعیلی